|
|
![]() |
|
||||
|
|
|||||||
|
بررسي سکه اي ناشناخته
از تاريخ کهن ايران
عباس خاکسار كارشناس موزه ، كاخ گلستان به نام يکتا پروردگار بي همتا مقدمه سکه شناسي بخش مهمي از باستان شناسي است که از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد ٬ زيرا روشنگر رويداد هاي مبهم و تاريک گذشته است. سکه پيام آور گذشته ها ست و از زمان هاي دور سخن مي گويد ٬ نه بر پايه شک و ترديد و پندار ٬ بلکه سکه سند و مدرکي است که از آغاز پيدايش تغيير و تصرفي در آن راه نيافته است. · سکه شناسي در شناخت اديان و مذاهب و اساطير باستاني نيز نقش بسزايي دارد و تاريخ بسياري از وقايع مهم مذهبي را روشن و آشکار مي کند. · سکه در هنر نيز مقام و منزلت بس ارجمندي دارد و با مطالعه آن بخوبي مي توان به چگونگي ترقي و انحطاط هنر در ادوار مختلف و در ميان اقوام آگاه گرديد. · با مطالعه شهر هايي که سکه در آنها ضرب شده ٬ مي توان جغرافياي تاريخي آن مناطق را با دقت بيشتري تدوين و ترسيم نمود و شهرهاي فراموش شده و گمشده را باز شناخت و حتي از محل دقيق آنها آگاه شد. · سکه معياري سودمند براي شناخت مقياس ها و اوزان در ادوار گذشته به شمار مي رود. · سکه تاريخ مصور آداب و رسوم ٬ البسه ٬ تزيينات ، جنگ افزارها و گاهي معماري ملتها ست. نقش ونگار برروي سكه هاي مسي ( فلوس ها ) مرا كه پيشتر مطالعاتي بر روي نقوش باستاني داشتم , راغب نمود تا در اين زمينه كنكاشي بنمايم . همين موارد باعث شد که سکه را به عنوان موضوعي براي تحقيق خود برگزينم. ضمن بررسي سکه هاي فلوس دوران صفوي به مجموعه اي از سکه ها برخورد کردم که از نظر شکل مانند فلوس هاي دوره صفويه بود ولي امين اموال محترم بخش سکه موزه ملي ايران (که با کمک هاي بي شائبه مرا در ارائه اين پژوهش ياري نمودند)، آن سکه ها را متعلق به اوزون حسن يکي از حاکمان دوره آق قويونلومعرفي نمودند. يعني يک دوره قبل از دوره صفويه. تاريخ ضرب سکه ها مشخص نبود ،ضمناً هيچ گزارشي در مورد اين سکه ها نيز پيدا نکردند الا همان دفتر ثبت اشيا که آن هم نه در زمان امين اموال فعلي بلکه در زمان مرحوم خانم ملکزاده بياني ثبت گرديده بود. مطمئن بودم که اين سکه ها از قاچاقچي ها گرفته شده زيرا اگر توسط باستان شناسان در حفاري ها بدست مي آمد ويا از طرف کسي اهدا مي شد حتماً گزارشي از آن تهيه مي گرديد. بنابراين تصميم گرفتم تا با بررسي بر روي آن سکه ها وبه خصوص سکه مورد نظر، ثابت نمايم که متعلق به دوره صفوي مي باشند.
مشخصات سکه سکه مورد نظر همراه با حدوداً ۹۰ سکه ديگر به شماره ثبت ۱۲۰۲ در بخش سکه موزه ملي ايران قرار دارد. اين سکه مستطيل شکل داراي ابعادي برابر ٦/۲ × ٦/١ سانتيمتر مي باشد. نقش روي سکه تصوير گاوي را در ميان سبزه زار نشان مي دهد در بالا و پايين نقش گاو سه نقطه يا دايره کوچک ديده مي شود که در اکثر سکه هاي فلوس اين دوره مشاهده شده است که يا دليل اعتقادي داشته و يا نشانه سکه هاي فلوس دوره صفويه مي باشد و پشت سکه از بالا به پايين کلمات تبريز ، فلوس ، ضرب با خط نستعليق نوشته شده است يعني اين سکه فلوس، ضرب تبريز است . هيچ تاريخي در پشت سکه وجود ندارد.
همانطور که عنوان گرديد اين سکه را متعلق به زمان اوزون حسن از دوره آق قويونلو مي دانند بنابراين مي بايست ابتدا با بررسي سکه هاي اين دوره و همچنين يك دوره قبل و بعد ثابت نمود که ارتباطي بين اين سکه و دوره مذکور وجود دارد يا خير؟
آغاز کار ، تحقيق بر روي سکه هاي صفويه ״ در ابتدا براي آشنايي بيشتر با دوران صفوي به سفرنامه ها و کتاب هاي تاريخي در مورد صفويه رجوع نمودم و متوجه شدم که با استقرار سلسله صفوي وضع مالي بر اساس معين و ثابتي استوار گرديد. يکي از ارکان مهم سازمان مالي کشور ، ضرابخانه ها بودند که تحت نظر معيرالممالک اداره مي شدوعزل و نصب ضرابي باشي(ضرابي باشي رئيس ضرابخانه و زير نظر معيرالممالک قرار داشت ومسئوليت امور ضرب سکه را عهده دار بود) ، حکاکان ، زرکشان ، صنعتگران ، کارکنان وکارمندان با او بود. معمولا سکه را با چکش ضرب ميزدند و طريقه ضرب اينگونه مسکوکات آسان نبود. قرنها به اين ترتيب عمل مي کردند که ابتدا نقش پشت سکه را روي فلز محکمي که معمولا از فولاد بود به طور معکوس ومنفي حکاکي مي کردند و آن را در وسط سندان کار مي گذاشتند و به همان طرز عيناً نقش روي سکه را نيز در سر سنبه اي از فولاد حکاکي مي کردند. پس از تعيين عيار مناسب فلزات و ذوب و شمش نمودن ، آنها را خرد کرده ، به قطر و وزن لازم به صورت قطعاتي مي بريدند و آن را گداخته ، به ضرب چکش به صورت مسکوک در مي آوردند. دستگاه هاي مهم ضرابخانه عبارت بودند از : · دستگاه سباکي (گدازنده) براي ذوب و خالص کردن طلا و نقره. · دستگاه قرص کوبي که فلزات را به شکل قرص در مي آورد. · دستگاه آهنگري براي شمش کردن فلزات. · دستگاه چرخ کشي براي نوار کردن شمشها به ضخامت معين. · دستگاه قطاعي براي قطعه قطعه کردن نوار فلزات. · دستگاه کهله کوبي ، فلزات قطعه شده را پهن کرده ، به اندازه سکه در مي آورد. · دستگاه سفيد گري ، قرصهاي زر و سيم را پاک مي کرد. · دستگاه تخش کني ، قرصهاي کم وزن را جدا کرده ، مجدداً با وزن صحيح آماده ميکند. · دستگاه سکه کني ، قرصها را سکه مي کند. سکه هاي رايج در زمان صفويه از زر و سيم و برنز بود ، ولي در معاملات و داد و ستد بيشتر از سکه نقره و برنز استفاده مي شد و سکه هاي زرين کمتر در دست مردم بود و معمولا در جشن ها و تاجگذاري و اعياد ضرب مي شد. واحد پول در دوران صفوي تومان بود. سکه زر به نام اشرفي و سکه نقره بيستي ، محمدي ، شاهي و عباسي ناميده مي شد و سکه هاي برنزي ، غازي نام داشت که معمولا به آنها فلوس مي گفتند. فلوس يا فلس کلمه اي عربي که معادل فارسي آن پشيز ، پول سياه و يا همان غازي مي باشد. اين کلمه از ابولوس ( (obulus يوناني ، و ابلوس (obolus) لاتين و ابل ((obole فرانسه گرفته شده است و معادل يک ششم درهم (دراخما = Dracma) است.بر روي سکه هاي فلوس معمولاً تصاوير مختلفي از حيوانات و پرندگان و اشکال بروج دوازده گانه و گاهي نيز عکس شخص يا شيئي را دارد و در بعضي موارد پشت سکه اسم و تاريخ ضرب را نيز مي توان مشاهده نمود. هر سال سکه مسي جديدي براي نوروز و يا موقع تعويض حاکم جديد به ضرب مي رسيد و بدين ترتيب قيمت سکه هاي مسي در نزديکي نوروز پايين مي آمد و پادشاه و حاکم وقت از اين راه استفاده مي بردند. بطوريکه گفته مي شد سکه هاي جديد مسي را هر کيلويي دو عباسي خريداري کرده و آنرا دوباره تبديل به سکه هاي مسي جديد کرده و از اين راه چهار برابر استفاده مي بردند و در عين حال مملکت را از داشتن پول زياد غيررسمي حفظ مي کردند. اغلب بعد از عوض شدن و ضرب سکه مسي جديد قيمت سکه مسي قديمي به نصف مي رسيد. بر روي سکه هاي صفوي نام و القاب شاهان به صورت جملاتي که ارادت و وابستگي آنها را به ائمه اطهار و امامان شيعه مي رساند و همچنين تاريخ و نام شهري که سکه در آن ضرب شده ، نقش گرديده است. از زمان شاه عباس دوم اغلب عناوين و القاب به صورت اشعار فارسي نوشته شده و اين يکي از ابداعات و نوآوريهاي جالبي است که در سکه هاي ايراني قبل از صفويه سابقه نداشته است. خط روي سکه هاي شاهان اوليه صفوي نسخ و سپس نستعليق است. پشت سکه ها نيز جمله شهادتين ، علي ولي الله ، نام دوازده امام يا چند تن از ائمه در حاشيه و بندرت نام ضرابخانه نوشته شده است. ״[1]1 - علي اکبر سرافراز ، فريدون آور زماني ، سکه هاي ايران از آغاز تا دوران زنديه ، تهران ، سمت ، ١۳۸۰ ، ص ٢٤۳ -٢٤٤
1 - علي اکبر سرافراز ، فريدون آور زماني ، سکه هاي ايران از آغاز تا دوران زنديه ، تهران ، سمت ، ١۳۸۰ ، ص ٢٤۳ -٢٤٤
سکه هاي دوره آق قويونلو ״ ترکمنان آق قويونلو اتحاديه اي از ترکمنان بودند که مرکز شان در ديار بکر بود و به علت علامت و رنگ عَلمهاي خود آق قويونلو (سپيد گوسفندان) ناميده مي شدند. آنها حدود يک قرن بر نواحي از ايران حکومت مي کردند و نامدارترين حاکم اين دوره اوزون حسن نام داشت که با پيروزي بر سلطان ابوسعيد تيموري ، آذربايجان ، فارس ،عراق ، اصفهان ، يزد ، کرمان ، ري تا خراسان را در حيطه حکمراني خود در آورد. سکه هاي آق قويونلو از جنس نقره و برنز بود که مسکو کات اين سلسله را مي توان از لحاظ ضرب سکه به دو گروه تقسيم کرد :۱ ) سکه هاي داراي سورشارژ ۲ ) سکه هاي مرسوم و عادي.
۱ ) سکه هاي داراي سورشارژ : در بعضي موارد به خاطر مسائل مختلفي از قبيل مسائل سياسي ، اقتصادي ، درگير بودن در جنگ و........ يک حاکم سکه جديد ضرب نمي کرد بلکه بر روي سکه هاي دوره قبل نوشته يا علامتي خاص را ضرب ميزد که سکه هاي اين چنيني را سکه هاي، انگ جديد(سورشارژ) مي ناميدند. بر تعداد بسياري از سکه هاي تيموري و حتي سکه هاي آق قويونلو نام فرمانروايان اين سلسله به صورت سورشارژ ديده مي شود. اثر ضرب مجدد بر سکه هاي تيموري بيشتر بر سکه هاي شاهرخ و ابوسعيد مي باشد ، و همچنين در سکه هاي دوره آق قويونلو بر روي سکه هاي اوزون حسن و يعقوب بيشتر است.اثر سورشارژ با اين گستردگي در هيچ يک از سلسله هاي قبل و بعد از آق قويونلو سابقه ندارد. احتمالاً فرمانروايان آق قويونلو به علت جنگ هاي مداوم با همسايگان و گاهي جنگ هاي خانوادگي ، براي تسريع در امر جريان پول و پرداخت حقوق سربازان ، به اين عمل اقدام نموده اند. در جنگ اوزون حسن با ابوسعيد تيموري مقادير قابل ملاحظه اي از سکه هاي تيموري ، مخصوصاً سکه هاي ابوسعيد به دست اوزون حسن افتاد که بر روي اين سکه ها ضرب مجدد صورت گرفت.
۲) سکه هاي مرسوم و عادي : بر روي اين سکه ها ، در متن نام فرمانروا با القا بي ، السلطان العادل ، السلطان الغازي ، السلطان الاعظم و ابوالمظفر ، ابوالنصر ، ابوالفتح ، ابوالغازي و نام شهري که سکه در آن ضرب شده و تاريخ ضرب سکه به صورت عدد نوشته شده است. و در پشت سکه ، در متن لااله الا الله/ محمد رسول الله و در حاشيه نام خلفاي راشدين نوشته شده است. بر بعضي از سکه هاي اوزون حسن شعار شيعي لااله الا الله ، محمد رسول الله ، علي ولي الله نقش گرديده است. گاهي محل ضرب سکه ها در پشت آن و نام خلفاي راشدين در حاشيه روي سکه نوشته شده است.در اغلب سکه ها طرحهاي هندسي و بر بعضي علايم نمادين ديده مي شود.״ [1]
علي
اکبر سرافراز ، فريدون آور زماني ، سکه هاي ايران از آغاز تا دوران زنديه ،
تهران ، سمت ، ١۳۸۰ ، ص ٢۳۷ - ٢۳۸ - ٢۳٩
بنابراين با در نظر گرفتن توضيحات ارائه شده و همچنين تصاوير مربوط به سکه هاي دوره آق قويونلو مي توان نتيجه گرفت که سکه مورد بحث از هيچ نظر نمي تواند در گروه سکه هاي دوره آق قويونلو قرار گيرد. دوره افشاريه دومين دوره اي بود که مي بايست مورد بررسي قرار مي گرفت يعني يک دوره پس از صفويه ، تا معلوم مي شد که آيا اين سکه مي تواند به آن دوره تعلق داشته باشد؟ سکه هاي دوره افشاريه ״ سلسله افشاريه حدود ۵۵ سال در ايران حکومت کردند. قدرتمند ترين فرمانرواي اين دوره نادر مي باشد که ۱۲ سال حکومت کرد ، آخرين فرمانروا نادر دوم بود که توسط فتحعليشاه قاجار مغلوب و سلسله افشاريه منقرض گرديد. نادر پس از رسيدن به سلطنت براي جلب رضايت اهل سنت و رفع اختلاف بين شيعه و سني دستور داد ، شهادتين و کلمه علي ولي الله و نام دوازده امام را از روي سکه ها حذف نموده ، کلمه ( خلدالله ملکه) را که مورد قبول بود در روي بعضي سکه ها نقر نمايد ، اما جانشينان او از اين رويه پيروي نکرده ، نوشته ها و اشعاري که بر روي سکه هاي آنها نقش گرديد ، ارادت و وابستگي آنها را به ، ائمه اطهار ، بالاخص به حضرت علي (ع) و امام رضا (ع) نشان مي دهد. بر روي سکه ها تاريخ ضرب و نام شهري که سکه در آن ضرب گرديده ، نوشته شده است. سکه ها از جنس طلا و نقره و برنز بودند و سکه هاي نقره رايجترين آنها محسوب مي شد. ״ [1]
1- علي اکبر سرافراز ، فريدون آور زماني ، سکه هاي ايران از آغاز تا دوران زنديه ، تهران ، سمت ، ١۳۸۰ ، ص ٢٦٢ -٢٦۳
بنابراين از اين نمونه سکه در دوره افشاريه نيز خبري نيست. اما نمي توان اين عدم وجود در دوره هاي آق قويونلو و افشاريه را دليلي محکم و مطمئن براي ربط آن به دوره صفوي دانست. پس مي بايست به دنبال سندي بهتر و عيني تر مي بودم. سندي محکمه پسند براي ارتباط اين سکه با دوران صفويه به تعداد زيادي از کتابها در مورد سکه هاي دوران اسلامي رجوع نمودم. بيشترين کوششم يافتن سکه اي شبيه به اين سکه در زمان صفويه بود زيرا فقط مشابه بودن شکل و اندازه مي توانست نظريه مرا اثبات نمايد. پس از جستجو هاي فراوان بالاخره در کتاب، سکه هاي شاهان اسلامي ايران ٢ , تاليف سيد جمال الدين ترابي طباطبايي ، نشريه شماره ۵ موزه آذربايجان ، آبان ١٣۵۰ ، در صفحه ۲۱6 تصويرسکه اي نقره اي از دوران شاه سلطان حسين صفوي را پيدا نمايم که از نظر نقش روي سکه دقيقاً مانند سکه فلوس مورد تحقيق بود.يعني شکل گاو، سبزه زار و دواير سه گانه در پايين و بالاي گاو عيناً شبيه و پشت سکه نيز همان کلمات تبريز ، فلوس و ضرب از بالا به پايين نوشته شده بود. اما نکته قابل توجه، وجود تاريخ ۱۱٣٣ در پشت سکه بود،که نمايانگر سال ضرب اين سکه در زمان سلطنت شاه سلطان حسين صفوي مي باشد.
بنابراين به بررسي سکه هاي دوران شاه سلطان حسين پرداختم وبه نتايج جالبي رسيدم . معمولا در دوران صفوي سکه هاي طلا و نقره به صورت دايره ( گرد ) ضرب مي شدند ولي در زمان اين شاه علاوه بر سکه هاي گرد از نمونه هاي مستطيل شکل نيز استفاده مي شده است.
سکه هاي زمان شاه سلطان حسين
حتي با مقايسه اندازه و ابعاد اين دو سکه نيز مي توان ثابت نمود که به يک دوره تعلق دارند. سکه دوره شاه سلطان حسين 6/2 × 45/1 سانتيمتر وسکه مورد پژوهش 6/2 × 6/1 سانتيمتر است. البته از طريق آزمايشگاه نيزمي توان به طور دقيق به نتيجه مطلوب دست يافت . اما به نظر مي رسد همين مقدار دليل و برهان براي مرتبط نمودن اين سکه به دوران صفوي کافي باشد.
آسيب شناسي سکه ״ در خاتمه لازم به ذکر مي دانم که اين سکه داراي آسيبهايي است که مي بايست هر چه سريعتر در بر طرف نمودن آنها اقدام نمود. همانطور که در عکس مشخص است زنگاري سبز پشت سکه را فرا گرفته که ميتوان با استفاده از محلول هاي شيميايي آنها را زدود. مثلا نمک قليايي را شل يا گليسرول قليايي براي زدودن کربنات مس ، اسيد سولفوريک رقيق براي پاک کردن اکسيد مس يک ظرفيتي (کوپريت ) و سپس احياي الکتروليتيکي براي زدودن کلرور مس يک ظرفيتي.״ [1]
1 - اچ . ج . پلندريت ، اي . ا . وريز ، حفاظت ، نگاهداري و مرمت آثار هنري و تاريخي : درمان ، مرمت و بازسازي ، ترجمه رسول وطن دوست ، تهران ، دانشگاه هنر ، ١٣٧٦ ، ص ۳۰۵
سکه اي را مورد بررسي قرار داديم و به حقيقتي غير از آنچه که بود رسيديم که اگر در اين زمينه پژوهشي صورت نمي پذيرفت شايد ساليان سال کسي متوجه چنين حقيقتي نمي گرديد. قطعه اي از تاريخ کهن اين سرزمين که به اشتباه در جايي نا مناسب ( دوران آق قويونلو ، سلطنت اوزون حسن) قرار گرفته بود به محل اصلي خويش ( دوران صفويه ، شاه سلطان حسين ) باز گردانيده شد تا فردا هاي ديگر هيچ محققي دچار سردرگمي نگردد .
با سپاس فراوان از تمام عزيزاني که مرا در انجام اين تحقيق ياري نمودند.
عباس خاکسار كارشناس موزه , كاخ گلستان
منابع · علي اکبر سرافراز، فريدون آور زماني ، سکه هاي ايران از آغاز تا دوران زنديه ، تهران ، سمت ، 1380 · بياني ، ملکزاده ، راهنماي موزه بانک سپه ، تهران بانک سپه ، 1350 · ترابي طباطبايي ، سيد جمال ، سکه هاي شاهان اسلامي ايران ، تبريز ، موزه آذربايجان ، 1350 · ترابي طباطبايي ، سيد جمال ، سکه هاي ماشيني ايران و مقدمه اي بر سکه شناسي ، تبريز ، فروغ آزادي ، 1371 · ترابي طباطبايي ، سيد جمال و منصوره وثيق ، سکه هاي اسلامي ايران از عرب تا استيلاي مغول ، تبريز ، مهد آزادي ، 1372 · ترابي طباطبايي ، سيد جمال ، سکه هاي اسلامي دوره ايلخاني و گورکان ، تبريز ، موزه آذربايجان شرقي، 1347 · قهرماني ، ابوالفتح ، سکه نشان قوميت و آزادگي ، هنرومردم ، ش 104 ، 1350 · مشيري ، محمد ، راهنماي گردآوري سکه ، ج 2 ، تهران ، گوتنبرگ ، 1351 · رابينو ، لويي ، آلبوم سکه ها و نشانها و مهرهاي پادشاهان ايران ، به اهتمام محمد مشيري ، تهران ، امير کبير ، 1353 · کريس ژرار ، انجمن دينار ، پيام يونسکو ، س 21 ، ش 236 ، 1368 · شمس اشراق ، عبدالرزاق ، نخستين سکه هاي امپراتوري اسلام ، اصفهان ، خدمات فرهنگي استاک ، 1369 · اخوان زنجاني ، جليل ، شرح پاره اي از سکه هاي لاري ضرب شده در ايران ، هنر و مردم ، ش 185-184 ، 1356 · سيدي ، مهدي ، سکه در دوره استيلاي مغول ، زکريا ، ش 3 ، 1373 · تاورنيه ، ژان باتيست ، سفرنامه تاورنيه ، ترجمه ابو تراب نوري ، چاپ دوم ، اصفهان ، سنايي ، ١٣۳٦
|
|||||||